قدرت زیردستان

‌زمانی‌ که‌ کارکنان‌ صلاحیت‌ بیشتری‌ به‌ دست‌ می‌آورند و به‌ کار می‌گیرند، قدرت‌ مدیران‌ افزایش‌ می‌یابد. قدرت‌ کارکنان‌ هنگامی‌ که‌ مدیران‌ آنها باکفایت‌ می‌شوند و برای‌ ایفای‌ نقشهای‌ جدید قادر هستند، بیشتر می‌شود. تواناسازی‌ فرایند تعاملی‌ وابسته‌ است. هر فرد و تیمی‌ قدرت‌ کسب‌ می‌کند و همچنین‌ همه‌ افراد و همه‌ تیم‌هایی‌ که‌ با آنها مراوده‌ دارند، صلاحیت‌ به‌دست‌ می‌آورند و به‌ کار می‌گیرند.

‌مدیران‌ مشکل‌ اثبات‌ تعهد کامل‌ در برابر فرایند گسترش‌ تواناسازی‌ را حداقل‌ به‌ دلایل‌ زیر دارند:

1 - عدم‌ وضوح‌ درباره‌ آنچه‌ تواناسازی‌ است‌ و چگونه‌ این‌ ایده‌ در سازمان‌ خودشان‌ قابل‌ اجرا خواهدشد. آنها از تواناسازی‌ و آنچه‌ که‌ در تلاش‌ هستند ازطریق‌ تواناسازی‌ به‌ دست‌ آورند، چنان‌ تصور مبهمی‌ دارند که‌ تعیین‌ آنچه‌ را که‌ نسبت‌ به‌ آنها متعهدند، مشکل‌ می‌یابند.

2 - مدیران‌ درباره‌ تواناسازی‌ صرفاً‌ به‌ عنوان‌ کنترل‌ مشترک‌ می‌اندیشند و به‌ جهت‌ از دست‌ دادن‌ همان‌ قدرتی‌ که‌ برای‌ کسب‌ آن‌ به‌ سختی‌ کار کرده‌اند، بیمناک‌ می‌شوند.

3 - ترس‌ شخصی‌ از مازاد بر نیاز شدن، این‌ ترس‌ البته‌ به‌ دلایل‌ ضعف‌ تعهد از طرف‌ مدیران‌ مربوط‌ می‌شود. استدلال‌ درونی‌ آنها چیزی‌ شبیه‌ این‌ است: «من‌ دقیقاً‌ نمی‌دانم‌ تواناسازی‌ در سازمان‌ من‌ چه‌ مفهومی‌ دارد. گمان‌ می‌کنم‌ معنی‌ آن‌ دست‌ کشیدن‌ از کنترل‌ افراد باشد. کنترل‌ کردن‌ دیگران‌ چیزی‌ است‌ که‌ برای‌ انجام‌ آن‌ زمان‌ صرف‌ کرده‌ام. بنابراین‌ اگر کارکنان‌ را کنترل‌ نکنم، بدون‌ کار خواهم‌ ماند.

منبع: علی‌اکبر بابایی‌ - مریم‌ خلیلی‌ عراقی‌ - مهرانگیز یقین‌لو ، تواناسازی‌ کارکنان؛ سرمایه‌گذاری‌ بی‌جایگزین ؛ مجله تدبیر، 129

/ 0 نظر / 34 بازدید