دید گاه ها درباره تضاد

دیدگاه اول: دیدگاه نظریه ‎پردازان کلاسیک مدیریت:
1-هر گونه تضادی بد است و باید از آن جلوگیری نمود؛
2- افراد ناآرامی که در داخل سازمان اندک هستند، تضاد ایجاد می‎ کنند، بنابراین باید اخراج شوند؛
3- استفاده از سپر بلا برای جلوگیری از ایجاد تضاد بین مدیریت و کارکنان؛

دیدگاه دوم: دیدگاه مکتب روابط انسانی:
1- تضاد اجتناب ‎ناپذیر است و نمی‎ توان از ایجاد آن جلوگیری کرد، اما می ‎توان آن را به حداقل رساند؛
2- یکی از مهمترین علل تضاد را ساختار سازمان می‎ دانستند؛

دیدگاه سوم:تعامل گرایان:
1- تضاد را نه تنها مخرب نمی ‎دانند، بلکه آن را مفید هم می‎ دانند.
2- تضاد در حد متوسط خوب و مقداری از آن برای عملکرد مؤثر ضروری است.
تضاد را از جهات گوناگون طبقه‎ بندی می‎ کنند:
1-تضاد بنیادی :نداشتن توافق اساسی روی اهداف و روشهای دستیابی به این اهداف
2-تضاد عاطفی :تضادهایی که به علت اختلافات متقابل شخصی رخ می دهد و نشئت گرفته از احساس عصبانیت،عدم اعتماد،تنفر داشتن ،ترس و امسال آن است.
همچنین تضاد را به تضاد کارکردی و غیرکارکردی تقسیم می ‎کنند. تضاد‎ کارکردی تضاد مفید است ولی تضاد غیر کارکردی خیر. تضادهایی که حامی هدفهای سازمانی باشد، مفید وکارکردی و تضادهایی که مانع دستیابی به اهداف سازمان باشد،غیر کارکردی و مضر است.

منبع: محمد علی حسین زاده یزدی ؛ مدیریت تضاد ؛ www.hoseinzade.ir

/ 0 نظر / 33 بازدید